جزئی حقیقی و جزئی اضافی

سوال :

جزئی حقیقی و جزئی اضافی چیست؟

 پاسخ:

جزئی به دو معنی اطلاق می شود: یکی جزئی حقیقی یعنی مفهومی که شامل افراد متعدد نشود، مانند هوشنگ و تهران.

دیگر جزئی اضافی یعنی آن مفهومی که اخص از مفهوم دیگر باشد.

مثلاً انسان اگرچه خود کلی است اما چون آن را نسبت به حیوان بسنجیم، جزئی اضافی است یعنی اخص از آن است.

هوشنگ هم جزئی حقیقی است، هم جزئی اضافی ( لیکن به دو اعتبار)، یعنی از لحاظ اینکه یک فرد را بیشتر شامل نمی شود، جزئی حقیقی است، و از حیث اینکه اخص از انسان است، نسبت به انسان جزئی اضافی است.

خلاصه آنکه هر جزئی حقیقی جزئی اضافی هم هست، ولی عکس آن به نحو کلی صادق نیست.

 

منبع : منطق صوری – خوانساری

صفحه 105 

نسبت یا رابطه در قضیه ی حملی

سوال:

نسبت یا رابطه در قضیه ی حملی چیست؟

پاسخ:

نسبت یا رابطه در قضیه ی حملی لفظی است که محمول را به موضوع پیوند می دهد یا از آن جدا می سازد. در فارسی عبارت است از «است» و «نیست». این اداه ربط نامیده می شود نه فعل .

چون «است» و «نیست» رابط غیر زمانی است، زیرا محمول را به طور مطلق به موضوع اثبات، یا از آن سلب می کند.

«است» در قضیه، به طور کلی نوعی وحدت و اشتراک بین موضوع و محمول را بیان می کند. چنانکه «نیست» دال بر غیریّت است.

نباید رابطه ی «است» را با فعل «هست» (در جمله هایی از قبیل «خدا هست» یعنی «خدا وجود دارد» ) اشتباه کرد. چه «هست» هم محمول است، هم رابطه.

اگر در جمله از افعال دیگر استفاده شده باشد، باید به جمله های اسمیه در آورد. مانند:

زمین حرکت می کند = زمین متحرک است.

اسب شیهه می زند = اسب شیهه زننده است.

خورشید نور می افشاند = خورشید نورافشان است.

حرارت فلز را منبسط می کند = حرارت منبسط کننده ی فلز است.

گذشته از این ، «است» رابط غیرزمانی است، و سرو کار منطقی هم با حقایقی است که مقیّد به زمان خاصّی نیست ، و بنا بر این مناسبترین لفظ برای بیان رابطه ی ثابت بین موضوع و محمول، همین لفظ «است» است.

مانند:

هر پستانداری خونگرم است.

سعدی شاعر است.

زمین کروی است.

رابطه علیت و سنخیت

سوال: رابطه ی اصل علیت و اصل سنخیت چیست؟

اصل علیت

1-نفس ارتباط و پیوستگی موجودات جهان را بیان می کند.

2-پراکندگی و عدم ارتباط آن ها را نفی می نماید.

 

اصل سنخیت

نظام حاکم بر این ارتباط را بر ما معلوم می سازد.

 

بدیهی است که رابطه بدون نظام و قاعده قابل تصور نیست و چنین رابطه ای در حکم نفی رابطه است.

 

و درست به همین دلیل

اصل علیت از اصل سنخیت نیز انفکاک ناپذیر است.

 

در پرتو اصل سنخیت:

 

1-      نظام جهان انتظام می یابد.

2-      جهان در اندیشه ی ما به صورت دستگاهی منظم و مرتب در می آید.

3-      در این جهان هر جزء آن جایگاه بخصوصی دارد.

4-      در این جهان هیچ چیزی ممکن نیست در جای جزء دیگر قرار گیرد.

 

به این نکات توجه کنید:

1-      در حقیقت همان گونه که وجوب علّی و معلولی از لوازم اصل علیّت و انکار آن همچون انکار اصل علیت است.

2-      سنخیت علت و معلول نیز لازمه ی قبول اصل علیت است.

 

 هر گاه بخواهیم به درستی ، معنای اصل علیّت را در یابیم، باید به اصل سنخیت علت و معلول پی ببریم.

فصل و اقسام آن در منطق

سوال: فصل چیست و بر چند قسم است؟

فصل از اقسام كلي ذاتي است كه موجب امتیاز ماهیتی از ماهیات دیگر می شود. یعنی موجب امتیاز یک نوع از انواع مشارک می شود. (فصل در جواب ذاتاً کدام است می آید)

مانند:

ناطق برای انسان

حساس برای حیوان  

نامی فصل جسم نامی و موجودات زنده (اعم از نبات و حیوان) است و وجه امتیاز آنها از موجودات بی جان می باشد.

سه ضلعی که فصل مثل است است که مثلث را از اشکال دیگر جدا می کند.

 

فصل بر دو قسم است : فصل قریب و فصل بعید

«فصل قریب» فصلی است که موجب امتیاز نوع از انواع مشارک در «جنس قریب» بشود. مانند ناطق برای انسان حساس برای حیوان، نامی برای جسم نامی (موجودات زنده)،  سه بعدی برای جسم

 

«فصل بعید» فصلی است که موجب امتیاز نوع از انواع مشارک در «جنس بعید» می شود.

مانند:

حساس و نامی و سه بعدی برای انسان، و سه بعدی برای حیوان.

انتزاع و تجرید چیست؟

 

سوال : انتزاع چیست؟

انتزاع در فلسفه معمولا به یک عمل خاص ذهنی گفته می شود، بدین شرح که ذهن پس از آنکه چند چیز مشابه را درک کرد، آنها را با یکدیگر مقایسه می کند، و صفات مختص هر یک را از صفت مشترک آنها تمیز می دهد و از آن صفت مشترک یک مفهوم کلی می سازد که بر همه ی آن افراد کثیر صدق می کند. در این هنگام گفته می شود این مفهوم کلی از این افراد انتزاع شده است.

مثل مفهوم «انسان» که از حسن و حسین و غیره انتزاع شده است. به این عمل خاص ذهنی، تجرید نیز گفته می شود.

بنابر آنچه گفته شد، در می یابیم که انتزاعی (یعنی انتزاع شده) همین مفهوم کلی است که از مصادیق خارجی انتزاع شده است.

مفاهیم انتزاعی در خارج وجود ندارند، یعنی نمی توان «انسان کلی»  را در خارج نشان داد، بلکه ذهن این مفاهیم را در ضمن موجودات به طریقی که گفته شد، در می یابد. 

سوال: تجرید چیست؟

تجرید عبارت است از برهنه کردن مفهوم جزیی از قیود و خصوصیات، و بدست آوردن یک مفهوم عام از آن.

تجرید فرایندی ذهنی است که طی آن صورت شی‌ء محسوس ، با تفکیک از جزئیات و لواحق مادی، به صورت معقول و کلی تبدیل می‌شود. ذهن برای شناخت اشیاء و امور جزئی، مفاهیم و صفاتی را که در واقع، نهفته در چیزهاست، به نحوی مستقل و بیرون کشیده از خود چیزها ملاحظه می‌کند.